دیکشنری فارسی

spoilage

UKspɔilidʒ US'spɔılədʒ

معنی فارسی

تاراج غارت ضايعات.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ij/n.

● گندایی، گندیدگی، فاسد شدگی، پوسیدگی، خرابی (گوشت و سبزی و غیره)، آبگزشدگی

● گندیده، فاسد، خراب، آبگز

● میزان فاسد شدگی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the amount that has spoiled
  2. the process of becoming spoiled
  3. the act of spoiling something by causing damage to it “her spoiling my dress was deliberate”

واژه‌های دیگر با معنی «تاراج»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن