spondyl معنی فارسی مهره فقره واژههای دیگر با معنی «مهره» bead مهره، دانه تسبيح، مرواريدبدل screw bolt مهره، سرپيچ، مادگي jetton مهره، ژتون vertebra مهره، فقره vertebrae مهره، فقره burnishing stone مهره screw nut مهره invertebrate بي مهره، غير ذينقار، نا استوار vertebral مهره اي، وابسته به فقرات spineless بي مهره، سنست، بي جرات