دیکشنری فارسی

sponsion

UKspɔnʃən

معنی فارسی

ضمانت ، کفالت ، تعهد ،

انچه کسي بي اجازه ويژه از طرف دولتي تعهد کند

معنی کامل و مثال‌ها

/spän´shǝn/n.

تعهد رسمی، قول رسمی (به ویژه از سوی شخص دیگر)

(قانون بین‌الملل) به طور غیرقانونی از سوی دولت ثالث عمل کردن

واژه‌های دیگر با معنی «ضمانت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن