دیکشنری فارسی

spoof

UKspuːf USspu:f

معنی فارسی

حقه بازي کردن کلاهبرداري مسخره دست انداختن. طنز مضحک شادمايش کوتاه تقليد دلقک بازي کلک زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/spōōf/n., vt., vi.

لودگی، شوخی، دست‌انداختن، حیله‌ی مزاح‌آمیز، کلک، ترفند (مزاح‌آمیز)

his Esfahani accent was a spoof

لهجه‌ی اصفهانی او کلک بود.

طنز مضحک، شادمایش (کمدی) کوتاه، تقلید، دلقک بازی

a spoof of our social customs

طنزی مزاح‌آمیز در باره عادات اجتماعی ما

دست انداختن، (مزاح‌آمیز) کلک زدن

he spoofed us by pretending to be deaf

با وانمودن کردن اینکه کر است ما را دست انداخت.

(به طور مزاح‌آمیز) مورد طنز قرار دادن، تقلید درآوردن

this show spoofs gangster movies

این نمایش فیلم‌های گانگستری را مورد طنز قرار می‌دهد.

واژه‌های دیگر با معنی «حقه بازي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن