دیکشنری فارسی

sprouting

US'sprautıŋ

معنی فارسی

جوانه زدن درآمدن سبز شدن درآوردن سبز کردن رشد دادن جوانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process whereby seeds or spores sprout and begin to grow

واژه‌های دیگر با معنی «جوانه زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن