spurn
USspə:n
معنی فارسی
لگد زدن پشت پازدن رد کردن
معنی کامل و مثالها
/spu_rn/n., vt., vi.
● (با خشم یا تحقیر) رد کردن، نپذیرفتن، مناعت طبع نشان دادن
our commander spurned the enemy's offer of unconditional surrender
فرمانده ما پیشنهاد دشمن مبنی بر تسلیم بدون قید و شرط را با تحقیر رد کرد.
● (قدیمی) با لگد بیرون کردن، با تیپا راندن
● (قدیمی) لگد، تیپا
● عدم پذیرش (با خشم یا تحقیر)، ردسازی
تعریف انگلیسی
verb
- reject with contempt “She spurned his advances” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
مترادفها
verb active
1. Kick, drive back, drive away.
2. Contemn, scorn, scout, despise, disdain, make light of, look down upon, hold in contempt.