دیکشنری فارسی

spurting

US'spə:tıŋ

معنی فارسی

کوشش ناگهاني و کوتاه (کردن) ،

جنبش تند و ناگهاني (کردن)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. propelled violently in a usually narrow stream

واژه‌های دیگر با معنی «کوشش ناگهاني و کوتاه (کردن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن