دیکشنری فارسی

squamous

معنی فارسی

فلسي فلس دار پولک پولک. استخوان صدفي استخوان فلسي

معنی کامل و مثال‌ها

/skwā´mǝs/adj.

پوشیده از فلس یا پولک یا سخت پوستک، پولکی، پولک‌پوش، فلس‌پوش

(بخش فوقانی و قدامی استخوان گیجگاهی انسان) استخوان صدفی، استخوان فلسی

مترادف‌ها

adjective
See squamose.

واژه‌های دیگر با معنی «فلسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن