دیکشنری فارسی

square-shouldered

معنی فارسی

چهارشانه

معنی کامل و مثال‌ها

/-shōl´dǝrd/adj.

● (آدم) چهارشانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having broad shoulders “big-shouldered and heavy-armed”

واژه‌های دیگر با معنی «چهارشانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن