دیکشنری فارسی

squared

UKskwɛəd USskwɛəd

معنی فارسی

چار گوش چهار گوشه مربع توان دوم مجذور چهارسو (ق) ميدان گونيا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having been made square

واژه‌های دیگر با معنی «چار گوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن