squarest معنی فارسی چار گوش چهار گوشه مربع توان دوم مجذور چهارسو (ق) ميدان گونيا واژههای دیگر با معنی «چار گوش» square چار گوش، چهار گوشه، مربع reef-knot گره چار گوش rectangle راست گوشه، مربع مستطيل، چار گوش دراز termini ايستگاه نهائي، آخر خط، مجسمه نيم تنه انسان که منتهي بستون چار گوش terminus ايستگاه نهائي، آخر خط، مجسمه نيم تنه انسان که منتهي بستون چار گوش tetragon چهار گوشه، چهار گوش، چار ديواري که ساختمانهايي گرداگرد آن باشد