دیکشنری فارسی

squawk

USskwɔk

معنی فارسی

مخابره کردن ، مخابره داخلي ،ارتباط داخلي ،

در رهگيري هوائي يعني دستگاه شناسائي خودي

و دشمن را روي کنترل معمولي بگذاريد

معنی کامل و مثال‌ها

/skwôk/vi., vt., n.

● (مانند طوطی یا مرغ ترسیده) صدای ((غر)) کردن، قات قات کردن، جیغ کشیدن، قدقدقدا کردن

the hens squawked in terror

مرغ‌ها از ترس قدقدقدا کردند.

● (با صدای بلند یا حرارت زیاد) اعتراض کردن، شکایت کردن، چخیدن

the students squawked about the tuition

دانشجویان درباره‌ی شهریه اعتراض کردند.

● قدقدقدا، غر، قدقد، جیغ، بق‌بق

the squawk of a parrot

غرغر طوطی

the squawk of car horns

صدای بق بق بوق ماشین‌ها

● اعتراض، شکایت

تعریف انگلیسی

verb
  1. the noise of squawking “she awoke to the squawk of chickens” “the squawk of car horns”
  2. informal terms for objecting “I have a gripe about the service here”
  3. utter a harsh abrupt scream “Somebody ----s”
  4. complain “What was he hollering about?” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s that CLAUSE”

واژه‌های دیگر با معنی «مخابره کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن