squawk
USskwɔk
معنی فارسی
مخابره کردن ، مخابره داخلي ،ارتباط داخلي ،
در رهگيري هوائي يعني دستگاه شناسائي خودي
و دشمن را روي کنترل معمولي بگذاريد
معنی کامل و مثالها
/skwôk/vi., vt., n.
● (مانند طوطی یا مرغ ترسیده) صدای ((غر)) کردن، قات قات کردن، جیغ کشیدن، قدقدقدا کردن
the hens squawked in terror
مرغها از ترس قدقدقدا کردند.
● (با صدای بلند یا حرارت زیاد) اعتراض کردن، شکایت کردن، چخیدن
the students squawked about the tuition
دانشجویان دربارهی شهریه اعتراض کردند.
● قدقدقدا، غر، قدقد، جیغ، بقبق
the squawk of a parrot
غرغر طوطی
the squawk of car horns
صدای بق بق بوق ماشینها
● اعتراض، شکایت
تعریف انگلیسی
verb
- the noise of squawking “she awoke to the squawk of chickens” “the squawk of car horns”
- informal terms for objecting “I have a gripe about the service here”
- utter a harsh abrupt scream “Somebody ----s”
- complain “What was he hollering about?” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s that CLAUSE”