squiffy
معنی فارسی
مسموم شده مست وخراب.
معنی کامل و مثالها
/skwif´ē/adj.
● (به ویژه انگلیس - عامیانه) مست (squiffed هم میگویند)
تعریف انگلیسی
adjective
- very drunk