دیکشنری فارسی

squinting

UKskwintiŋ US'skwıntıŋ

معنی فارسی

لوچ چپ لوچي دوبيني نگاه زير چشم نگاه مختصر تمايل لوچ بودن

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● (دستور زبان - به ویژه قید) دو سویه (مثلا واژه‌ی often در این جمله: those who lie often are found out)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having eyes half closed in order to see better “squinched eyes”

مترادف‌ها

noun
Strabism, strabismus.

واژه‌های دیگر با معنی «لوچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن