دیکشنری فارسی

squirm

USskwə:m

معنی فارسی

پيچ وتاب خوردن لوليدن

معنی کامل و مثال‌ها

/skwu_rm/vi., n.

● (مانند مار یا کرم) لولیدن، وول خوردن یا زدن (writhe هم می‌گویند)

● (از درد یا شرم یا خشم و غیره) به خود پیچیدن، دست و پای خود را گم کردن

he was squirming in pain

از درد به خود می‌پیچید.

● لول خوری، وول وول

● به خود پیچی

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of wiggling
  2. to move in a twisting or contorted motion, (especially when struggling) “The prisoner writhed in discomfort” “The child tried to wriggle free from his aunt's embrace” “Something ----s” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Writhe, wriggle, twist.

واژه‌های دیگر با معنی «پيچ وتاب خوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن