staider معنی فارسی متين موقر سنگين آرام ثابت واژههای دیگر با معنی «متين» staid متين، موقر، سنگين secure arguments دلائل متين يامحمکم matronly بانو منش، متين، محترم collected داراي حواس جمع، متين، خود دار douce ارام، متين self possessed ارام، متين. placid ارام، ملاسم، متين sedate ارام، ملايم، متين self poise تعادل بدون پايه يا پشيبان، تعادل ناپايدار، موقر smolt شاه ماهي دوساله، صاف، ارام