stampeder معنی فارسی رم ، وحشت ، ترس ناگهاني عده اي اسب يا گاو ، گريز ، هجوم ، رم کردن واژههای دیگر با معنی «رم» stampede رم، وحشت، ترس ناگهاني عده اي اسب يا گاو rum رم، عرق نيشکر skittishly رم کنان، بوالهوسانه، از روي عشوه گري millirem يک هزارم رم Romish وابسته به رم، کاتوليکي roman empire امپراطوري رم ramrocket engine موتور رم راکت Romanism دين کاتوليک رم، ويژگيها و تاثيرات روم باستان taffia مشروبي شبيه رم. tafia مشروبي شبيه رم.