دیکشنری فارسی

standard bearer

معنی فارسی

پرچم دار علمدار پيشوا

مترادف‌ها

noun
Ensign (of infantry), cornet (of cavalry), color sergeant.

واژه‌های دیگر با معنی «پرچم دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن