دیکشنری فارسی

stare

USstɛə

معنی فارسی

خيره نگاه کردن خيره نگريستن

معنی کامل و مثال‌ها

/ster/n., vt., vi.

(از روی شگفتی یاخشم یا کنجکاوی و غیره)خیره نگاه کردن، زل زدن، چشم دوختن، چشم زهره رفتن، زل زل نگاه کردن

it is impolite to stare at people

خیره‌شدن به مردم بی ادبی است.

she stared into my eyes and said "you're lying!"

به چشمانم خیره شد و گفت، ((دروغ می‌گی‌!))

don't stare at the neighbor's daughter!

به دختر همسایه زل نزن‌!

چشمگیر بودن، نمایان بودن، به چشم خوردن

loneliness stares between the lines of his poetry

تنهایی در لابلای سطرهای شعر او به چشم می‌خورد.

(به ویژه مو) سیخ شدن، شق ایستادن

(بازل زدن) به حالت ویژه‌ای در آوردن

to stare somebody into confusion

با خیره شدن به کسی او را دستپاچه کردن

چشم دوزی، چشم زهره، نگاه خیره

there was hostility in his stare

نگاه خیره‌ی او خصومت آمیز بود.

* stare down

متقابلا به کسی خیره شدن و او را از رو بردن

* stare someone in the face

1- به صورت کسی خیره شدن، به کسی براق شدن 2- روبرو شدن با، مواجه شدن، رودررو شدن

danger stared us in the face

با خطر رودررو شدیم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. look at with fixed eyes “The students stared at the teacher with amazement” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “They stare up the hill”
  2. fixate one's eyes “The ancestor in the painting is staring down menacingly” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “They stare up the hill”

مترادف‌ها

verb neuter
Gaze, gloat, look intently, gaze earnestly.

واژه‌های دیگر با معنی «خيره نگاه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن