دیکشنری فارسی

statecraft

UKsteitkrɑːft US'steıt'kræft

معنی فارسی

سياست مداري

معنی کامل و مثال‌ها

/-kraft´,-kräft´/n.

● رجوع شود به: statesmanship

تعریف انگلیسی

noun
  1. wisdom in the management of public affairs

واژه‌های دیگر با معنی «سياست مداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن