stateswoman
UKsteitzwumən
معنی فارسی
مرد سياسي اهل سياست سياست مدار زمامدار
مرد سياسي اهل سياست سياست مدار زمامدار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن