stereometric معنی فارسی برجسته ، خط برجسته ، وابسته بترسيمات برجسته . واژههای دیگر با معنی «برجسته» striking برجسته، قابل توجه، موثر bonging برجسته، قابل توجه، موثر outstanding برجسته، واريز نشده، تصفيه نشده prominent برجسته، پيش امده، معلوم salient برجسته، نمايان، رو به بيرون notable برجسته، قابل ملاحظه، محسوس pre eminent برجسته، سرامد، ممتازر illustrious برجسته، نامي، مشهور distinguished برجسته، نامدار، مشهور standout برجسته، چشمگير، برتر