دیکشنری فارسی

sterilized

UKsterəlaizd US'sterə'laızd

معنی فارسی

سترون کردن ، نازا کردن ،

بي بار يا بيحاصل کردن ، بيهوده ساختن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. made infertile

واژه‌های دیگر با معنی «سترون کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن