دیکشنری فارسی

stigmatic

UKstigmætik

معنی فارسی

لکه دار داغدار بدنام گلاله اي

معنی کامل و مثال‌ها

/stig mat´ik/adj., n.

وابسته به یا دارای کلاله، وابسته به یا دارای ننگ، ننگین، لکه دار (stigmatical هم می‌گویند)

وابسته به یا دارای آستیگماتیسم (stigmatism)، وابسته به دید طبیعی

مبتلا به آستیگماتیسم

تعریف انگلیسی

adjective
  1. pertaining to or resembling or having stigmata “Pertains to noun: stigma”
  2. pertaining to a lens or lens system free of astigmatism (able to form point images) “Pertains to noun: stigmatism, anastigmat (for: anastigmatic)”
  3. not astigmatic

واژه‌های دیگر با معنی «لکه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن