دیکشنری فارسی

stiltedly

UKstiltidliː

معنی فارسی

سوار چوب پا ، بالا ايستاده ، بلند ،

مطنطن ، با آب و تاب ، قلنبه

داراي چوب پا ، با اب وتاب ، با شکوه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a stilted manner “she answered him stiltedly” “Derived from adjective: stilted”

واژه‌های دیگر با معنی «سوار چوب پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن