stiltedly
UKstiltidliː
معنی فارسی
سوار چوب پا ، بالا ايستاده ، بلند ،
مطنطن ، با آب و تاب ، قلنبه
داراي چوب پا ، با اب وتاب ، با شکوه
تعریف انگلیسی
adverb
- in a stilted manner “she answered him stiltedly” “Derived from adjective: stilted”