دیکشنری فارسی

stockpiling

UKstɔkpailiŋ US'stɔk'paılıŋ

معنی فارسی

انباشته ذخيره انباشته کردن توده کردن.

تعریف انگلیسی

noun
  1. accumulating and storing a reserve supply “the stockpiling of war materials”

واژه‌های دیگر با معنی «انباشته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن