دیکشنری فارسی

stolen

UKstələn US'stəulən

معنی فارسی

دزديده (شده) دزدي مسروق مسروقه

معنی کامل و مثال‌ها

/stō´lǝn/vt., vi.

● اسم مفعول: steal

مترادف‌ها

adjective
1. Purloined, pilfered, filched, taken wrongfully.
2. Furtive, stealthy, surreptitious, clandestine, secret, sly.

واژه‌های دیگر با معنی «دزديده (شده)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن