دیکشنری فارسی

stopcock

UKstɔpkɔk

معنی فارسی

شير

معنی کامل و مثال‌ها

/-käk´/n.

(آب یا گاز و غیره) شیر، شیر سماوری، شیر قطع و وصل

واژه‌های دیگر با معنی «شير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن