دیکشنری فارسی

stow

USstəu

معنی فارسی

تنگ هم چيدن خوب جا دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/stō/vt.

بسته بندی و انبار کردن، چیدن

we stowed the books in the back room

کتاب‌ها را در اتاق پشت چیدیم.

(با چیزهای بسته بندی شده) پر کردن

two ships stowed to the hatches with scientific gear

دو کشتی که کاملا مملو بودند از ابزار علمی

(اتاق یا جا یا ظرف) گنجاندن (در خود)، جا دادن، جا گرفتن

a rope ladder which stows neatly in a box

نردبان طنابی که به خوبی در یک جعبه جا می‌گیرد

(مهجور) محل سکونت دادن به

(خودمانی) بس کردن، دست برداشتن، ول کردن

stow the chatter!

دست از وراجی بردار!

* stow away

1- (در جای امن) انبار کردن، پنهان کردن، نهان کردن یا شدن 2- در خوراک یا نوشابه زیاده روی کردن، شتری بار کردن، پرخوری‌کردن، تا خرخره خوردن یا نوشیدن

the food was delicious and the hungry kids stowed away as much as they could

خوراک دلپذیر بود و بچه‌های گرسنه تا می‌توانستند خوردند.

3- (به ویژه کشتی و هواپیما) قاچاقی سوار شدن، (برای مسافرت مجانی یا بی‌پاسپورت) در کشتی (یا هواپیما و غیره) پنهان شدن

he crossed the border by stowing away in the trunk of a car

با پنهان شدن در صندوق عقب اتومبیل از مرز گذشت.

they stowed away in a cargo ship

آنها قاچاقی سوار یک کشتی بارکش شدند.

مترادف‌ها

verb active
Pack, stuff, stive, wedge in, put in compactly.

واژه‌های دیگر با معنی «تنگ هم چيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن