دیکشنری فارسی

strengthened

UKstreŋθənd US'streŋθənd

معنی فارسی

تقويت دادن نيرو بخشيدن قوت دادن قوي (تر) کردن تقويت يافتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. given added strength or support “reinforced concrete contains steel bars or metal netting”

واژه‌های دیگر با معنی «تقويت دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن