strobic معنی فارسی فرفره اي واژههای دیگر با معنی «فرفره اي» turbinate فرفره اي، مانند مخروطه وارونه symmetry top فرفره اي متقارن scroll bone استخوان فرفره اي asymmetric top فرفره اي بي تقارن teetotum فرفره اي که با انگشت مي چرخانند، فرفره dreidel فرفره اي که در چهار سوي آن حروف عبري، نگاشته شده است و بچه ها با آن بازي ميکنند، اينبازي natural English گردش فرفره اي گوي بيليارد در همان سمت، اصلي پس از برخورد با گوي ديگر turbinal پيچي شکل، فرفره اي. cone crusher سنگ شکن مخروطي، سنگ شکن فرفره اي trochoid گردنده، دوره گرد، محوري