دیکشنری فارسی

trochoid

معنی فارسی

گردنده دوره گرد محوري فرفره اي

معنی کامل و مثال‌ها

/trō´koid´/n., adj.

گردنده، دوار، چرخشی، توپکی، گردان

(هندسه) چرخک‌نما، چرخک‌دار (trochoidal هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «گردنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن