stru gglingly معنی فارسی با کوشش به تقلا واژههای دیگر با معنی «با کوشش» strugglingly با کوشش، به تقلا work in با فعاليت و کوشش راه باز کردن، مشکلات را از ميان برداشتن. quick kick کوشش در ضربه زدن با پا در ضمن پاس براي، کسب موقعيت بهتر meliorism عقيده باينکه جهان با کوشش انساني بهبودي، پذير است steadily (بطور) پيوسته و يک نواخت، با سعي و کوشش، با مداومت industriously ازروي کوشش، با سعي و کوشش tooth and nail با تمام وسائل، با منتهاي کوشش intently سرگرمانه، جدا، با سعي و کوشش all out با تمام قدرت و تلاش، با شدت تمام، با منتهاي کوشش