strucco معنی فارسی سفيدکردن باگچ اندود کردن باگچ بري اراستن واژههای دیگر با معنی «سفيدکردن» blanch سفيدکردن، پوست کندن، رنگ پريده کردن blench سفيدکردن، پوست کندن، رنگ پريده کردن bleach سفيد شدن بوسيله شستن با وسايل شيميايي، سفيدکردن، ماده اي که براي سفيد کردن(هرچيزي)بکار رود hearthstone سنگ پهن درکف اجاق، يکجورسنگ که خردکرده براي سفيدکردن اجاق بک decolor بي رنگ کردن، رنگ بردن از، سفيدکردن