دیکشنری فارسی

stumping

UKstʌmpiŋ US'stʌmpıŋ

معنی فارسی

کنده درخت ريشه (دندان) ته (سيگار) ته مانده بن بيخ گيج کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. campaigning for something by making political speeches (stump speeches)

واژه‌های دیگر با معنی «کنده درخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن