subverted
UKsʌbvəːtid
USsəb'və:tıd
معنی فارسی
واژگون ساختن برانداختن موقوف کردن
واژگون ساختن برانداختن موقوف کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن