succour معنی فارسی دستگيري ياري کمک امداد دستگيري کردن (از) ياري کردن (به) واژههای دیگر با معنی «دستگيري» caritas دستگيري، صدقه، مهرباني charities دستگيري، صدقه، مهرباني charity دستگيري، صدقه، مهرباني money box صندوق دستگيري، صندوق اعانه، غلک welfarism دستگيري از بينوايان، امور خيريه . capias حکم دستگيري ياتوقيف caption حکم دستگيري يا توقيف، گواهي نامه اي که وابسته به ادعانامه باشد relieving officer مامور دستگيري بي نوايان، کشيش ياشخص ديگري که مامور اعانه فقراست charitableness (تمايل) دستگيري بمردم بيچيز، صدقه بخشي eleemosinary relief دستگيري خير خواهانه يا مجاني