دیکشنری فارسی

suet

UKsuːit

معنی فارسی

پيه

معنی کامل و مثال‌ها

/sōō´it/n.

● پیه (به ویژه پیه اطراف قلوه‌ی گاو و گوسفند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. hard fat around the kidneys and loins in beef and sheep

مترادف‌ها

noun
Tallow (with adhering membranes), beef fat, mutton fat.

واژه‌های دیگر با معنی «پيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن