دیکشنری فارسی

suffice

UKsəːfis USsə'faıs

معنی فارسی

بس بودن کفايت کافي بودن بسنده بودن

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ fīs´/vt., vi.

کافی بودن، بسنده بودن، بسند کردن

a hint will suffice

یک اشاره کافی خواهد بود.

(قدیمی) لایق بودن، قادر بودن

مترادف‌ها

I. verb neuter
Be enough, be sufficient.
II. verb active
Satisfy, content, be enough for.

واژه‌های دیگر با معنی «بس بودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن