دیکشنری فارسی

sultanate

UKsʌltəneit US'sʌltənət

معنی فارسی

سلطنت

معنی کامل و مثال‌ها

/sult´'n it/n.

امیرنشین، سلطان نشین، کشور پادشاهی

مقام سلطان، قلمرو سلطان

واژه‌های دیگر با معنی «سلطنت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن