supereminence
معنی فارسی
برتري بزرگي بزرگتري مهمي بالارتبگي بالادستي رياست
مترادفها
noun
Pre eminence, transcendence, marked superiority, superexcellence.
برتري بزرگي بزرگتري مهمي بالارتبگي بالادستي رياست
noun
Pre eminence, transcendence, marked superiority, superexcellence.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن