supremacies معنی فارسی برتري تفوق بلندي افراشتگي رفعت واژههای دیگر با معنی «برتري» hegemonies برتري، تفوق، تسلط hegemony برتري، تفوق، تسلط superiority برتري، بزرگي، بزرگتري preponderance برتري، مزيت، تفوق supereminence برتري، بزرگي، بزرگتري preference برتري، بهتري، رجحان pre eminence برتري، فضيلت، مزيت supremacy برتري، تفوق، بلندي paramountcy برتري، افضليت، تفوق excellence برتري، خوبي، فضيلت