دیکشنری فارسی

superfluity

UKsuːpəfluitiː

معنی فارسی

زيادتي ، افراط ، چيز زائد يا فاضل

معنی کامل و مثال‌ها

/-flōō´ǝ tē/n., pl.

زیادتی، زیاد بود، سرشاری، فراوانی، وفور

هر چیز زائد یا ناخواسته، زیادی، بیش از نیاز

مترادف‌ها

noun
Superabundance, excess, redundance, redundancy, exuberance, surfeit, more than enough, enough and to spare.

واژه‌های دیگر با معنی «زيادتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن