دیکشنری فارسی

supposititious

معنی فارسی

تقلبي جازده قلب

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝ päz´ǝ tish´ǝs/adj.

ساختگی، تقلبی

حدسی، فرضی

مترادف‌ها

adjective
Spurious, counterfeit, sham, mock, false, foisted in, subdititious.

واژه‌های دیگر با معنی «تقلبي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن