surpasses
UKsuːpɑːsiz
USsə'pæsız
معنی فارسی
پيش افتادن از جلوتر بودن از عقب گذاشتن بهتربودن از برتري داشتن بر
پيش افتادن از جلوتر بودن از عقب گذاشتن بهتربودن از برتري داشتن بر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن