دیکشنری فارسی

surveying

UKsəveiiŋ USsə'veııŋ

معنی فارسی

زمين پيمايي مساحي نقشه برداري مميزي بازديد

معنی کامل و مثال‌ها

/sǝr vā´iŋ/n.

● پیمایش، نقشه برداری، مساحی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the practice of measuring angles and distances on the ground so that they can be accurately plotted on a map “he studied surveying at college”

مترادف‌ها

noun
See survey, noun 3.

واژه‌های دیگر با معنی «زمين پيمايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن