suspensory
UKsəspensəriː
معنی فارسی
معلق موجب تعويق نگاهدارنده بيضه بند خايه بند
معنی کامل و مثالها
/-sǝ rē/adj., n., pl.
● آویزگر، دروایگر، درواینده
a suspensory muscle
عضلهی دروایگر
● تاخیر انگیز، وقفه آور، بلاتکلیف ساز
● بیضه بند
تعریف انگلیسی
noun
- a bandage of elastic fabric applied to uplift a dependant part (as the scrotum or a pendulous breast)