swab
USswɔb
معنی فارسی
لوله پاک کن ،
چوبي که برسران پنبه يا اسفنج پيچيده براي پاک
کردن بکاربرند
معنی کامل و مثالها
/swäb/n., vt.
● (برای نظافت کف اتاق یا میز و صندلی و غیره) زمین شور طنابی، غندهی گرد گیری، غنده، نخ کلاف، کف شوی
● (برای پاک کردن لولهی جنگ افزار) سمبهی مویی
● (برای پاک کردن زخم یا دوا مالیدن به درون گلوو دهان و غیره) پندک، گلولهی پنبه، گاله، پاغنده، پندس، کندش، ابر زخم پاک کنی، سواب
● (خودمانی) آدم دست و پاچلفت، آدم شورتی
● (خودمانی) ملوان (swabby و swabbie هم میگویند) زمین شوی یا غنده یا پندک بهکار بردن
تعریف انگلیسی
verb
- implement consisting of a small piece of cotton that is used to apply medication or cleanse a wound or obtain a specimen of a secretion
- cleaning implement consisting of absorbent material fastened to a handle; for cleaning floors
- wash with a swab or a mop “swab the ship's decks” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
- apply (usually a liquid) to a surface “dab the wall with paint” “Verb Frames:” “Somebody ----s something with something” “They swab the bread with melted butter”
مترادفها
noun
Mop.