دیکشنری فارسی

swab

USswɔb

معنی فارسی

لوله پاک کن ،

چوبي که برسران پنبه يا اسفنج پيچيده براي پاک

کردن بکاربرند

معنی کامل و مثال‌ها

/swäb/n., vt.

(برای نظافت کف اتاق یا میز و صندلی و غیره) زمین شور طنابی، غنده‌ی گرد گیری، غنده، نخ کلاف، کف شوی

(برای پاک کردن لوله‌ی جنگ افزار) سمبه‌ی مویی

(برای پاک کردن زخم یا دوا مالیدن به درون گلوو دهان و غیره) پندک، گلوله‌ی پنبه، گاله، پاغنده، پندس، کندش، ابر زخم پاک کنی، سواب

(خودمانی) آدم دست و پاچلفت، آدم شورتی

(خودمانی) ملوان (swabby و swabbie هم می‌گویند) زمین شوی یا غنده یا پندک به‌کار بردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. implement consisting of a small piece of cotton that is used to apply medication or cleanse a wound or obtain a specimen of a secretion
  2. cleaning implement consisting of absorbent material fastened to a handle; for cleaning floors
  3. wash with a swab or a mop “swab the ship's decks” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  4. apply (usually a liquid) to a surface “dab the wall with paint” “Verb Frames:” “Somebody ----s something with something” “They swab the bread with melted butter”

مترادف‌ها

noun
Mop.

واژه‌های دیگر با معنی «لوله پاک کن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن