دیکشنری فارسی

swob

معنی فارسی

لوله پاک کن ،

چوبي که برسران پنبه يا اسفنج پيچيده براي پاک

کردن بکاربرن

معنی کامل و مثال‌ها

/swäb/n., vt.

رجوع شود به: swab

تعریف انگلیسی

verb
  1. wash with a swab or a mop “swab the ship's decks” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. apply (usually a liquid) to a surface “dab the wall with paint” “Verb Frames:” “Somebody ----s something with something” “They swob the bread with melted butter”

مترادف‌ها

noun
See swab.

واژه‌های دیگر با معنی «لوله پاک کن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن