swage
معنی فارسی
قالب ، سنبه ، قالب کردن (اهن در روي سنبه)
معنی کامل و مثالها
/swāj/n., vt.
● (آهن کاری سردوچکش کاری)
● ماتریس خوشه، قالب خوشه، قالب شکل انداز، قرار، قالب و سنبه
● (با قالب شکل انداز) شکل دار کردن، خم کردن، قالب گرفتن، قرار کاری کردن