دیکشنری فارسی

swage

معنی فارسی

قالب ، سنبه ، قالب کردن (اهن در روي سنبه)

معنی کامل و مثال‌ها

/swāj/n., vt.

● (آهن کاری سردوچکش کاری)

● ماتریس خوشه، قالب خوشه، قالب شکل انداز، قرار، قالب و سنبه

● (با قالب شکل انداز) شکل دار کردن، خم کردن، قالب گرفتن، قرار کاری کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a tool used to thicken or spread metal (the end of a bar or a rivet etc.) by forging or hammering or swaging
  2. form metals with a swage “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «قالب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن