دیکشنری فارسی

swage

معنی فارسی

قالب ، سنبه ، قالب کردن (اهن در روي سنبه)

معنی کامل و مثال‌ها

/swāj/n., vt.

(آهن کاری سردوچکش کاری)

ماتریس خوشه، قالب خوشه، قالب شکل انداز، قرار، قالب و سنبه

(با قالب شکل انداز) شکل دار کردن، خم کردن، قالب گرفتن، قرار کاری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «قالب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن